ذکر مصائب تخریب و غربت ائمه مدفون در بقیع علیهم السلام
باز كن بر روى من آغوش جان را، اى بقیع تا ببینم دوست دارى میهمان را، اى بقیع خاكى اما برتر از افـلاك دارى جایگـاه در تو مىبـینم شكوهِ آسـمان را اى بقیع پنج خورشیدِ جهانافروز در دامان توست كردهاى رشك فلك این خاكدان را اى بقیع میرسیم از گرد ره با كوله بار اشك و آه بار ده این كاروانِ خستهجان را اى بقیع جز تو غمهای على را هیچ كس باور نكرد میکشى بر دوش خود بارى گران را اى بقیع باز گو با ما، مزار كعـبۀ دلها كجاست در كجا كردى نهان آن بینشان را اى بقیع قطرهاى، اما در آغوش تو دریا خفته است كردهاى پنهان تو موجى بیکران را اى بقیع چشم تو خون گرید و «پروانه» مىداند كجاست چشمۀ جوشان این اشكِ روان را اى بقیع |